خرید بک لینک

تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باش
خواهی دید که ان لحظه هرگز نخواهد رسید . . .

و چقدر لحظه رسیدن انسان به خدا زیباست

و به خاطر خدا دوست داری هر لحظه و هر ثانیه100 بار بمیری


برچسبها: خدا , خدای مهربان , خدای عزیزم

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ | 14:40 | نویسنده : ainaz |

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 23:19

تا لحظه شکست به خدا ایمان داشته باشخواهی دید که ان لحظه هرگز نخواهد رسید . . . و چقدر لحظه رسیدن انسان به خدا زیباست و به خاطر خدا دوست داری هر لحظه و هر ثانیه در روز 100 بار بمیری برچسبها: خدا , خدای مهربان , خدای عزیزم تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ | 14:43 | نویسنده : ainaz |

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 23:19

احساس میکنم در زندگی قبلیم یک پسر بودم و

یک مرد قوی شما چی؟

این ربط داره به این ک میگن بعد مرگ یعنی دوباره متولد شدن بعد از مرگ به هر شکلی در یکی از مطالب قبلیم که ارسال کردم هم توضیح دادم

با عنوان تناسخ


برچسبها: تولد پس از مرگ , تناسخ , زندگی پس از مرگ

تاريخ : چهارشنبه بیست و نهم آذر ۱۳۹۶ | 17:53 | نویسنده : ainaz |

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: پنجشنبه 30 آذر 1396 ساعت: 23:19

مقدار نظری:مقدار فراورده ای است كه با توجه به محاسبات استوكیومتری كه انتظار داریم به دست آوریم . مقدار عملی:مقدار فراورده ایست كه در عمل به دست می آوریم. در بیشتر موارد مقدار عملی ،یعنی مقدار فراورده ای كه در عمل تولید می شود ، خیلی كمتر از مقدارنظری است.بازده درصدی رو به صرت زیر تعریف میكنیم: X100 (مقدار نظری/مقدار عملی) =بازده درصدی واكنش مثال: 2/1 گرم فلز منیزیم با مقدار اضافی هیدرو كلریك اسید واكنش می دهد و 4گرم منیزیم كلرید تولید می كند. بازده درصدی این واكنش را به دست آورید؟ (Mg=24 / Cl=53.5) جواب: گام اول: ابتدا معادله واكنش را نوشته و موازنه می كنیم: Mg(s)+2HCl(aq)----------MgCl2(aq)+H2(g) گام دوم:بررسی مسیر حمله به دشمن! Mg---------mol Mg---------mol MgCl2……………..g MgCl2 g بچه دقت كنید این گرمی كه به دست اوردیم مقدار نظریه! 1.2 g Mg x 1 mol Mg/24 g Mg=1.2 x (1/24)=0.05 0.05 mol Mg x 1 mol MgCl2 / 1mol Mg=0.05 x (1/1)=1 24+2(35.5) = 95=جرم مولی منیزیم كلرید 0.05 mol MgCl2 x 95 g MgCl2/1 mol MgCl2=0.05 x (95/1)=4.75 حالا كه مقدار نظری رو به دست آوردیم ،مقدار عملی رو هم كه مسئله بهمون داده،با فرمول بازده درصدی ،بازده درصدی رو به دست میاریم: 4/4.75)x100

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:03

تنها تومن از عالم تورا تنها گزینمرواداری که من غمگین نشینم؟دل من چون قلم اندر کف توستزتوست ار شادمانم گر حزینم شهر عشقسفر کردم به هر شهری دویدمچو شهر عشق من شهری ندیدمندانستم از اوّل قدر آن شهرز نادانی بسی غربت کشیدم ای ستارهخبر کن ای ستاره یار ما راکه دریابد دل افگار ما راخبرکن آن طبیب عاشقان راکه تا شربت دهد بیمار ما را راز بگو ای یار همراز این چه راز است ؟دگرگون گشته ای باز این چه راز است؟دگربار این چه دام است و چه دانه ست؟که ما را کشتی از ناز، این چه راز است؟سودای اوقرار زندگانی آن نگار استکه دل در جست و جویش بی قرار استمرا سودای او دامن گرفتهکه این سودا نه آن سودای پاراست روز خوشبیا کامروز ما را روز عید استچنین عیدی به صد دوران کی دید ست؟بزن دست و بخوان کامروز شادیستکه روز خوش هم از اوّل پدید ست عشق حلالتو را در دلبری دستی تمام استتمام است و تمام است و تمام استبجز با روی خوبت عشقبازیحرام است و حرام است و حرام است طبیب عاشقاننگار خوب شکّر بار چون است؟چراغ دیده و دیدار چون است؟طبیب عاشقان را باز پرسیدکه تا آن نرگس بیمار چون است؟ عیش در سرمادرین سرما سر ِ ما داری امروزسر ِ عیش و تماشا داری امروزمیفکن نوبت عشرت به فرداچو آسایش مهیّا داری امروزشمع سحرالا ای شمع گریان گرم می سوزخلاص شمع نزدیکست، شد روزخلاص شمعها شمعی برآمدکه بر زنگیّ ِ ظلمتهاست پیروزاو کجاست؟نگاری را که می جویم به

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:03

نمی بخشمت به خاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی ، به خاطر تمام غم هایی که بر صورتم نشاندی ، نمی بخشمت به خاطر دلی که برایم شکستی ، به خاطر احساسی که برایم پر پر کردی ، نمی بخشمت به خاطر زخمی که بر وجودم نشاندی ، به خاطر نمکی که بر زخمم گذاردی به قلبم نشستی نگفتم چرا ، دلم را شکستی نگفتم چرا ، یکی خواب شبهای من را ربود ، چو دیدم تو هستی نگفتم چرا عشق هایت را مثل کانال تلویزیون عوض می کنی و افتخار می کنی که عشق برایت این چنین است! و من می خندم... به برنامه هایی که هیچکدام، ارزش دیدن ندارند... • این روزها جای خالی ” تو ” را با عروسکی پر می کنم...همانند توست مرا ” دوست ندارد ”...احساس ندارد! اما هر چه هست ” دل شکستن ” بلد نیست دوستت دارم هایت را پس میدهم، بر دلم سنگینی میکند این همه دروغ! زندگی دفتری از خاطره هاست....یک نفر در دل شب ،یک نفر در دل خاک ،یک نفر همدم خوشبختی هاست ،یک نفر همسفر سختی هاست ،چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ما همه همسفر و رهگذریم ...

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:03

استادى از شاگردانش پرسید: چرا ما وقتى عصبانى هستیم داد میزنیم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگین هستند صدایشان را بلند میکنند و سر هم داد میکشند؟ شاگردان فکرى کردند و یکى از آنها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسردیمان را از دست میدهیم . استاد پرسید: این که آرامشمان را از دست میدهیم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد میزنیم؟ آیا نمیتوان با صداى ملایم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگین هستیم داد میزنیم؟ شاگردان هر کدام جوابهایى دادند امّا پاسخهاى هیچکدام استاد را راضى نکرد. سرانجام او چنین توضیح داد: هنگامى که دو نفر از دست یکدیگر عصبانى هستند، قلبهایشان از یکدیگر فاصله میگیرد. آنها براى این که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه میزان عصبانیت و خشم بیشتر باشد، این فاصله بیشتر است و آنها باید صدایشان را بلندتر کنند. سپس استاد پرسید: هنگامى که دو نفر عاشق همدیگر باشند چه اتفاقى میافتد؟ آنها سر هم داد نمیزنند بلکه خیلى به آرامى با هم صحبت میکنند. چرا؟ چون قلبهایشان خیلى به هم نزدیک است. فاصله قلبهاشان بسیار کم است. استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به یکدیگر بیشتر شد، چه اتفاقى میافتد؟ آنها حتى حرف معمولى هم با هم نمیزنند و فقط در گوش هم نجوا میکنند و عشقشان باز هم به یکدیگر بیشتر میشود. سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بینیاز میشون

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:03

دلم نمی آید که شــب را رها کنم
و همین طوری بخوابم!
شب قشنـگ است...
یک عمــرمیخواهیم توی گور بخوابیـم.
وقتی هنوز زنـده هستیم،
حیفم می آید شب ها بخوابم.
شــب باید بیـدار ماند!
گاهی به سلامتی ستـاره ها شراب
حافظ شیراز نوشيـد...
حــرف زد...
گــریه کرد...
شـب باید کتاب خواند...
فیلـم دید...
شــب باید عاشــق شــد...

برچسب: نویسنده: ماهان نجفی تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 4:03

صفحه بندی